فرایند کمک علم به تصمیم گیری های مدیریتی

مراحل روش علمی شامل تئوری پردازی، فرضیه سازی، سنجش و ارائه طرح است. و فرایند روش مدیریتی از مراحل برنامه ریزی، شناخت مساله، جمع آوری اطلاعات و تفسیر و اقدام تشکیل شده است. می توان تناظری برای این چهار مرحله روش علمی و روش مدیریتی در نظر گرفت.

  • تئوری پردازی در روش علمی و برنامه ریزی در روش مدیریتی: تئوری های علمی می توانند به برنامه ریزی های مدیریتی کمک کنند. به این صورت که تئوری ها، مبنایی علمی برای برنامه ریزی ها ایجاد می کنند و راهنمایی مناسب برای این برنامه ریزی ها محسوب می شوند. بدون استفاده از یک تئوری علمی مشخص نمی توان برنامه ریزی های مناسبی را انجام داد.به عبارت دیگر باید در پس هر برنامه ریزی، یک توری علمی هدایت کننده وجود داشته باشد.
  • فرضیه سازی در روش علمی و شناخت مساله در روش مدیریتی: فرضیه های علمی که تدقیق شده بیان مساله هستند به شناخت دقیق تر مساله های مدیریتی کمک می کنند. به این صورت که مشکل یا مساله مدیریتی که در سازمان وجود دارد، با تبدیل آن به فرضیه ها، دقیق تر، واضح تر و مشخص تر می شود. همچنین فرضیه سازی به ارائه تعاریف عملیاتی از ابعاد مختلف مساله یا مشکل مدیریتی کمک می کند.
  • سنجش در روش علمی و جمع آوری اطلاعات در روش مدیریتی: در مرحله سنجش که در روش علمی استفاده می شود، شیوه ها و ابزارهایی مورد استفاده قرار می گیرد که از این ابزارها می توان در جمع آوری اطلاعات مدیریتی نیز استفاده کرد. نکته قابل توجه در ابزارهای سنجش علمی، لزوم تعیین روایی و پایایی این ابزارهاست. در این صورت ابزارهایی برای جمع آوری اطلاعات مدیریتی استفاده می شود که از روایی و پایایی کافی برخوردار است. در نتیجه اطلاعات به دست آمده، اعتبار لازم و ارزش کافی را دارا هستند.
  • ارائه طرح در روش علمی و تفسیر و اقدام در روش مدیریتی: از خروجی تحقیق در روش علمی می توان برای تعیین اقدامات اجرایی در روش مدیریتی استفاده کرد. در پایان هر پژوهش علمی، پیشنهادات و راهکارهایی مطرح می شود که می توان در اقدامات اجرایی مدیریتی از آن ها استفاده کرد.

پبشنهاداتی برای افزایش کاربرد علم در تصمیم گیری های مدیریتی

اگر قرار است علم مدیریت در عمل مورد استفاده قرار گیرند، ابتدا باید مدیران به مشارکت بیشتر در فعالیت های علمی اعم از آموزشی، پژوهشی و مطالعاتی تشویق شوند. این مشارکت در بهترین حالت زمانی رخ می‌دهد که آنان در محیط کارشان در کنار انجام مسئولیت‌هایی که دارند فرصتی نیز برای مطالعه و پژوهش داشته باشند. تحقیقاتی که با روش اقدام‌پژوهی انجام می‌شوند در این زمینه بسیار مفیدند.

اقدام‌پژوهی روشی کیفی است که در آن مدیر پژوهشگر در محیط کار خود و در کنار انجام وظایف شغلی خویش به انجام تحقیق نیز می‌پردازد. تحقیقی که موضوع آن دقیقاً به کارش مربوط است. تحقیقی که محور بحث آن برخاسته از مسائل واقعی سازمان است. به این ترتیب کار و پژوهش در کنار یکدیگر مطرحند، بی‌آنکه هیچ یک از این دو نادیده گرفته شود. به سخنی دیگر، هرگاه کسی در محیط کار خود نگاهی محققانه به مسائل اطرافش داشته و در جستجوی راهکاری علمی برای رفع آن باشد، نخستین گام را برای اقدام پژوهی برداشته است. علاوه بر این، حتی مطالعه گزارش‌ها و مقاله‌های پژوهشی نیز در این زمینه سودمند است. زیرا مدیران می‌توانند مقاله‌های پژوهشی را مطالعه کنند، تا بتوانند از یافته‌های آن‌ها در محیط کارشان بهره‌مند شوند.

محققان مدیریت نیز باید راهکارهایی برای کاربردی نمودن یافته‌های تحقیق خود اتخاذ کنند. مثلاً بهتر است محققان مدیریت انتشار آثار پژوهشی خود را فقط به مجله‌های پژوهشی و دانشگاهی محدود نکنند و حداقل بخشی از آن‌ها را در نشریات آموزشی و اطلاع رسانی منتشر کنند تا بیشتر در اختیار مدیران قرار گیرد.

در راستای استفاده هر چه بیشتر از یافته های علمی در تصمیم گیری های مدیریتی، متخصصان مدیریت به کاربردپذیری و مسئله‌مداری مطالعات خود ترغیب و مدیران به توجه و استفاده از یافته‌های پژوهشی تشویق شوند. به این معنا که محققان مدیریت قبل از انتخاب مسئله تحقیق و چگونگی بررسی آن از خود بپرسند که آیا این مسئله در دنیای واقعی مطرح است؟ آیا موضوع این مطالعه با مسائل جاری در حوزه مدیریت سازمان ها در ارتباط مستقیم است؟ آیا نتایج این مطالعه گره‌ای از گره‌های موجود خواهد گشود؟ از سویی دیگر مدیران نیز به عرصه تحقیق و پژوهش بی‌اعتنا نباشد و نیم‌نگاهی به مجله‌های علمی و پژوهشی این حوزه داشته باشند. شاید در این مقالات راهکار، توصیه یا گزارشی یافت شود که برایشان مفید باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *