استفاده از یافته های علمی در تصمیم گیری های مدیریتی با موانعی مواجه است که شناخت این موانع و برطرف کردن آن های می تواند راهگشای ارتباط نزدیک تر علم و عمل مدیریت و کاربرد علم در تصمیم گیری های مدیریتی باشد. این موانع را در قالب شکاف های علم و عمل مدیریت در ابعاد مختلف به شرح زیر می توان بررسی کرد:

شکاف ارتباطی

بین پژوهشگران و متخصصان علم مدیریت و مدیران، معمولاً فاصله ارتباطی وجود دارد. زیرا ارتباط این دو قشر در حدی نیست که بتواند زمینه‌ساز انتقال یافته‌های علمی به عرصه عمل باشد. به طوری که انگار هر یک مسیر متفاوتی را طی می‌کنند و علاقه‌ای به تعامل و ارتباط با یکدیگر ندارند. مثلاً برخی از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در مطالعات و تحقیقات خود، چندان دغدغه کاربردپذیری نتایج مطالعات خود را ندارند. در نتیجه بیش از آن که نگران این وجه از مطالعات و پژوهش های خود باشند، درگیر مسائل جزئی و حاشیه‌ای تحقیق هستند. از سوی دیگر مدیران نیز چندان توجهی به موضوات مورد علاقه محققان ندارند و بین آنچه که در محیط کارشان انجام می‌دهند و آنچه در پژوهش‌های این حوزه انجام می‌شود، پیوند روشنی نمی‌بینند.

همچنین هم متخصصان و هم مدیران ترجیح می‌دهند صرفا با همکاران و هم‌قطاران خود در ارتباط باشند. ضمن آن که همز‌بانی لازم نیز میان این دو گروه دیده نمی‌شود. به همین دلیل، مدیران تمایل چندانی به شرکت در همایش‌ها و نشست‌های علمی ندارند و بیشتر گرفتار مسائل کاری خود هستند. در نتیجه در حالی که آنان در محیط کارشان مشغول رسیدگی به مسائل واقعی مدیریتی هستند، محققان در همایش‌های علمی درباره این مسائل گفتگو می‌کنند، بی‌آنکه ارتباط سازنده‌ای بین این دو گروه برقرار شود.

شکاف موضوعی

موضوعات مورد علاقه پژوهشگران مدیریت با مدیران متفاوت است. گاهی پژوهشگران به موضوعی می‌پردازند که اساساً از نظر مدیران اهمیت چندانی ندارد و فاقد ارزش است. به همین دلیل مدیران در زمینه اهمیت برخی مسائل پژوهشی با محققان مدیریت هم‌عقیده نیستند. زیرا آنان به دلیل در بطن کار بودن با مسائل و مشکلاتی روبرو هستند که ممکن است از نظر محققان مدیریت دور بماند. چنانچه مدیران بتوانند تجربه‌ها و مشکلات واقعی خود را از محیط کارشان را در اختیار محققان قرار دهند، همسویی بیشتری در انتخاب موضوعات پژوهشی ایجاد خواهد شد.

همچنین مدیران و پژوهشگران مدیریت، معمولا آثار یکدیگر را کمتر مطالعه می‌کنند. به این معنا که علائق و موضوعات مطالعاتی آنان چندان هم‌پوشانی ندارد. اساتید و پژوهشگران مدیریت ترجیح می‌دهند مقالات همکاران خود را مطالعه کنند، در حالی که مدیران شاغل رغبتی به مطالعه این آثار ندارند. زیرا پیوندی بین آنچه در این آثار مطرح شده و آنچه آنان به عنوان مسائل واقعی کارشان دارند، دیده نمی‌شود.

شکاف زمانی

در عرصه عمل مدیریت نیاز به پاسخ‌های فوری برای مشکلات جاری احساس می شود. نیازی که معمولاً امکان پاسخ سریع آن از مسیر پژوهش میسر نیست. زیرا پژوهش اگر بنیادی و اصولی انجام شود، فرایندی زمان‌بر است و نمی‌تواند به سرعت پاسخ‌های مورد نیاز را فراهم آورد. تاخیر در انتشار مقاله‌های پژوهشی و گاه انتظار طولانی برای داوری و پذیرش مقاله‌های پژوهشی این مشکل را شدیدتر کرده است. به این ترتیب عملاً فاصله‌ای چند ساله بین طرح مسئله‌ای و انتشار یافته‌های پژوهشی که به آن مسئله پرداخته است ایجاد شود.

همچنین مدیران به دلیل مسئولیت‌ها و مشغله‌ای که دارند، گرفتارتر از آنند که فرصتی برای پژوهش داشته باشند. به همین دلیل امکان کمتری برای مطالعه و تحقیق برایشان فراهم می‌شود. در نتیجه آنان ترجیح می‌دهد ابتدا وظیفه‌های شغلی خود را انجام دهند و معمولاً نیز فراغتی برای تحقیق نخواهند داشت.

شکاف زبانی

زبان و مجموعه واژگان حرفه‌ای دو گروه مدیران و متخصصان مدیریت متفاوت است. این تفاوت به دلیل ماهیت متفاوتی است که در کار این دو گروه وجود دارد. متخصصان بیشتر بر جنبه‌های علمی رشته تاکید دارند، در حالی که مدیران به جنبه‌های حرفه‌ای و کاربردی آن نیازمند هستند. ماهیت کار مدیران، مجموعه واژگان پرتکراری را برایشان فراهم می‌آورد که ممکن است متخصصان مدیریت در سراسر زندگی علمی خود حتی یکبار نیازمند استفاده از این مفاهیم نباشد و بر عکس. این تفاوت در دایره واژگان بر ارتباط کاری این دو گروه تاثیر می‌گذارد.

شکاف آموزشی و مهارتی

به دلیل مسئولیت شغلی متفاوت مدیران با متخصصان مدیریت، مطالعه و تحقیق برای مدیران در اولویت دوم قرار دارد. به طوری که برخی از مدیران، پس از فراغت از تحصیل عملاً از محیط علمی فاصله می‌گیرند. این فاصله تدریجی اگر با بازآموزی همراه نباشد، در دراز مدت بر مهارت‌های شغلی آنان نیز تاثیری منفی خواهد گذاشت. بر این اساس، شاید لازم باشد به مدیران یادآوری شود که مثل بسیاری از حرفه‌مندان دیگر به بازآموزی و آموزش‌های ضمن خدمت نیاز دارند و نباید مشغله کاری فراوان اهمیت این موضوع را از یادها ببرد.

همچنین بسیاری از مدیران مهارت‌های لازم برای انجام موفق پژوهش را ندارند. در نتیجه حتی اگر در کنار انجام وظایف شغلی خود به تحقیق و پژوهش تشویق شوند، ممکن است مهارت لازم برای طراحی و اجرای تحقیق را نداشته باشند. شاید برگزاری دوره‌های کوتاه مدت یا کارگاه‌های آموزشی روش تحقیق در رفع این مشکل مفید باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *