لینک مقاله در پایگاه تحلیلی دفتر پژوهش روزنامه خراسان (رصد) / مصطفی جهانگیر

مقدمه

همه ما چین را کشوری نوآور و موفق در عرصه اقتصاد و کسب و کار جهانی می دانیم، زیرا در سالیان اخیر توانسته با به کارگیری استراتژی های نوآورانه، جایگاه مهمی را در اقتصاد جهانی و بازارهای بین المللی به دست آورد. راز موفقیت مدیریت نوآوری چینی در چیست؟ آیا می توان از عوامل موفقیت نوآوری چین، درس هایی برای نظام نوآوری ایران گرفت؟

نوآوری چینی

سوالی که در این جا مطرح می شود این است که آیا نوآوری چینی در محصول است، یعنی محصولات نوآورانه تولید می کنند؟ یا نوآوری آن ها در فرایند تولید محصول است؟ و یا این که آن ها در استراتژی های کسب و کار نوآورند؟ پاسخ درست این است که، نوآوری به سبک چینی، بیشتر نوآوری در استراتژی های کسب و کار به منظور  یافتن راه های بهتر و جدیدتر در راستای خلق ارزش برای مشتریان و همچنین برای خود است.

کوین ویل مدیر عامل شعبه چین کمپانی جنرال‌موتورز، بر این باور است که اگر وارد صنایع چین شوید، اولین چیزی که بیشتر نمود دارد این است که نوآوری زیادی به چشم می‌خورد. وی معتقد است افراد تا زمانی که در چنین محیطی زندگی نکرده باشند، نمی‌توانند این نوآوری را درک کنند. شاید بتوان این ماجرا را نقل کرد و به گوش دیگران رساند، اما بی‌تردید مقیاس آن را نمی‌توان درک کرد.

ویژگی های مدیریت نوآوری چینی

ویژگی های متمایزی برای مدیریت نوآوری چینی وجود دارد که باعث موفقیت آن ها در عرصه کسب و کار جهانی شده است، که در ادامه به بررسی این ویژگی های می پردازیم.

مهم ترین ویژگی که مدیریت نوآوری چینی به آن توجه می کند، تجاری سازی، کسب درآمد و خلق ثروت از نوآوری است. مثلا سایت QQ، که بزرگترین شبکه اجتماعی در چین است و نمونه مشابه سایت فیس بوک می باشد، تا سال ۲۰۰۹، ۲ میلیارد درآمد کسب کرده بود، در حالی که درآمد فیس بوک که یک شبکه اجتماعی جهانی است، تا این سال کمتر از نمونه چینی آن بوده است.

آن‌چه چینی‌ها از هر کشور دیگری در جهان بهتر از پس آن برمی‌آیند، تجاری‌سازی نوآوری است که این جریان کاملاً برعکس کشورهای غربی است؛ کشورهای غربی در امر پژوهش و نظریه‌پردازی‌ چیره‌دست هستند اما در امر تجاری‌سازی آن، هرگز به پای چینی‌ها نمی‌رسند. وقتی چینی‌ها به ایده‌ای‌ می‌رسند، آن را در بازار محک می‌زنند. آن ها این فرآیند محک و آزمون را سه یا چهار بار از طریق تجاری‌سازی در بازار انجام می‌دهند تا شیوه اجرایی‌کردن مناسب آن ایده را پیدا کنند، در حالی که در کشورهای غربی، شرکت ها قبل از رساندن محصول به بازار، این مقدار زمان را صرف تحقیقات، تست و تایید اعتبار صِرف می‌کنند.

در نوآوری چینی، سرعت در کسب فرصت های بازار حرف اول را می زند و نوآوران چینی بسیار سریع عمل می کنند. به عنوان مثال پس از مرگ مایکل جکسون، ایده شبیه سازی خانه مشهوری که وی در آمریکا ساخته است، برای جذب گردشگر در چین مطرح شد و چند روز پس از مرگ مایکل جکسون این خانه ساخته شد.

نوآوران چینی بر روی نیاز مشتریان بسیار تاکید دارند. آن ها، دقت و حساسیت زیادی بر روی بررسی و شناخت نیازهای مشتریان در اقصی نقاط جهان مبذول می دارند و تلاش می کنند پس از شناسایی مشکلات و نیازمندی های مشتریان، آن را در قالب یک محصول یا فرایند نو برآورده کنند.

تولید مجدد و کپی برداری استراتژی دیگر مدیریت نوآوری چینی است. زمانی که شبکه اجتماعی فیس بوک در آمریکا راه اندازی شد، بلافاصله ۲۰ سایت مشابه با فیس بوک در چین شروع به کار کردند. در چین شرکت هایی وجود دارند که بر روی نوآوری های کارآفرینان، سرمایه گذاری مخاطره آمیز انجام می دهند، این شرکت ها بر روی کپی برداری های موفقی که از نوآوری های شرکت های آمریکایی صورت گرفته بیشتر و سهل تر سرمایه گذاری می کنند. حتی خیلی از ایده های کارآفرینانه در چین به دلیل این که کپی برداری از یک طرح و ایده موفق و اثبات شده آمریکایی نیست، در مرحله سرمایه گذاری رد می شوند.

رقابت یکی از ارکان اصلی مدیریت چینی است. زیرا در چین هر فرد به طور بالقوه یک کارآفرین و به دنبال نوآوری است. درست است که کپی برداری یکی از ویژگی های نوآوری چینی است ولی چینی ها در مرحله کپی برداری نمی مانند. ایده هایی که نتوانند پس از کپی برداری، نوآوری داشته باشند، از بازار رقابت حذف می شوند.

در چین محدودیت های مختلفی وجود دارد و همین محدودیت ها باعث نوآوری در چین شده است. مثلا ممنوعیت استفاده از فیس بوک در چین باعث شده است، شبکه های اجتماعی چینی قوت بیشتری بگیرند. این مورد مشابه مساله تحریم در ایران است، تحریم نوعی تهدید است و نکته مهم در برخورد ما با این تهدید، تبدیل آن به فرصت نوآوری است. شرکت های چینی، از محدودیت ها، فرصت های ارزشمندی می سازند.

چین به دلیل جمعیت انبوه از سرمایه های انسانی مناسبی برخوردار است و از این سرمایه های انسانی به خوبی استفاده می کند. نظام آموزشی چین به گونه‌ای طراحی شده و اجرا می‌شود که خروجی آن تعداد زیادی افراد ماهر و مجرب است و بسیاری از آن ها می‌خواهند در صنایع نوآورانه ورود پیدا کنند و نقش بیشتری داشته باشند. آن ها می‌دانند که برای کار در این حیطه‌ها حمایت وجود دارد. این گرایش و انگیزه به نوآوری، از سوی جامعه کسب‌ و کار در افراد علاقه‌مند ایجاد می‌شود و از سوی دولت در نیروهای متخصص تزریق می‌شود.

چین به پرورش سرمایه های فکری توجه زیادی نشان می دهد، تعداد دانشمندان چینی زیاد است، به طوری که سالانه در چین، صد هزار نفر با مدرک دکتری تخصصی دانش آموخته می شوند، که همه این دانش آموختگان استاد دانشگاه نمی شوند بلکه بخش زیادی از آن ها وارد صنعت و اقتصاد می شوند و به این صورت دانش و فناوری روز را وارد صنعت می کنند.

چینی ها از سرمایه مالی خوبی برخوردارند. به طوری که در سال ۲۰۰۹، ۴۲۰ شرکت فعال در زمینه سرمایه گذاری مخاطره آمیز به میزان ۷/۲ میلیارد دلار سرمایه گذاری انجام دادند، چون اطمینان به بازگشت آن داشتند. و همچنین خرده فروشی در چین، در سال ۲۰۱۰ درآمدی بالغ بر ۲۵/۲ تریلیون دلار نصیب چینی ها کرد.

موارد فوق، ویژگی های نوآوری چینی به سبک چینی بود. ما در کشورمان در سال حماسه اقتصادی می توانیم با توجه به ویژگی های فوق و بومی سازی آن ها، حماسه ای در عرصه اقتصادی و مدیریتی بیافرینیم.

منابع:

۱- Chinovation: How Chinese innovators are changing the world, Yinglan Tan, 2011, Wiley & Sons

۲- اسلایدهای درس مدیریت نوآوری و تکنولوژی، دانشگاه فردوسی مشهد، مقطع کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی، دکتر علیرضا خوراکیان

۳- قدرت اصلی چین، نوآوری از طریق تجاری‌سازی است، گفت‌وگو با کوین وِیل، ریاست کمپانی جنرال‌موتورز چین، ترجمه: داریوش دل‌آرا‌

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *